یک لحظه بیبن با من چه کردی
همه احساسمو بازیچه کردی
جدایی را تو کردی من نکردم
زدی تیر به قلبم رد نکردی ، .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ابرهای بارانی چشمانم از بس باریدند ، همچون چاه چشمان عروسک هاییم خشکیدند . پایان جدایی کجاست .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش به جای جدایی مردن بود ، چون مردن یک لحظه است و جدایی ذره ذره مردن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به چشم خسته ی من آسمون سنگ شده ، لعنت به این جدایی دلم برات تنگ شده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنکه بین من و تو شام جدایی آورد ، می کنم نفرینش ، یا الهی ، بکنش چون من زار ، پیش معشوقش خار ، هر دو چشمانش تار ، تا بداند چه به من می گذرد ، از غم دوری آن چشم عزیز
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
معلمم گفت الف ، گفتم او ، گفت ب ، گفتم با او ، گفت پ ، گفتم پیش او ، گفت ج ، خواستم بگویم جدایی ، گفت نگو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو دنیا از ۳ آهنگ خوشم نمیاد بشنوم ! صدای کودکی را از بی مادری ، صدای مجرمی را از بی گناهی ، صدای عاشقی را از جدایی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از باد پرسیدم پایان کار عشق چیست ؟ سری تکان داد و گفت نفرین بر این جدایی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرا اینگونه باور کن ، کمی تنها کمی بی کس ، کمی از یادها رفته ، خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته ؟ نمیدانم مرا آیا گناهی هست ؟ که شاید هم به جرم آن ؛ غریبی و جدایی هست